روز پدر مبارک

به مناسبت روز پدر؛

انیمیشن کوتاه " پدر و دختر" ساخته مایکل دودک دو ویت ، فیلمساز هلندی، است.این فیلم کوتاه بی کلام جایزه اسکاربهترین فیلم انیمیشن سال 2000 را از آن خود کرد.

دانلود

به یاد سرژیک

نویسنده:حامد حسین زاده

به یاد سرژیک.... 

اسمش سرژیک آواناسیان بود .ارمنی بود.دوستم بود. قبل از اینکه به خاطر بیماری سرطان خون در تاریخ پنجم خرداد ماه سال هشتادوچهار از پیشم بره، به خاطر یک تصادف ماشین مجبور شد یه مدتی توی بیمارستان، بعدشم خونشون بستری بشه. توی این دوران بود که شدیدا به کتاب معتاد شد. هر چیزیو که میخوند و خوشش میومد توی  یه دفترچه ای، سررسیدی، تقویمی،خلاصه یه جایی یادداشتش میکرد.بعد از مرگش یک سررسید برای من به یادگار گذاشت. توی صفحه اولش اینو واسه من نوشته بود:
     "    نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست، ولی قلب انسان به تنهایی می تواند او را در خود جای دهد. پس خیلی مواظب باش تا هیچ گاه دل کسی را نشکنی."
زوربای یونانی اثر نیکوس کازانتزاکیس
روحش شاد.

Schwa

تمرین تلفظ

Schwa

 ə

 source:bbclearningenglish

Schwa is the name for the most common sound in English. It is a weak, unstressed sound and it occurs in many words. It is often the sound in grammar words such as articles and prepositions.

Getting the schwa sound correct is a good way of making your pronunciation more accurate and natural.

The phonemic symbol for this sound is ə.

In unstressed syllables
Any vowel letter can be pronounced as schwa and the pronunciation of a vowel letter can change depending on whether the syllable in which it occurs is stressed or not.

Not just a letter
The sound schwa does not only represent a single letter. In some words it is the sound of several letters or even a whole syllable.

This is often, but not only, seen in words which have a syllable made up of a vowel letter followed by the letter 'r'. Remember the schwa sound is only used if the syllable which it is in is not stressed.

دانلود فایل پی دی اف تمرینات

دانلود فایل صوتی تمرینات

دانلود فایل تصویری تمرینات

The King of Hearts

Singer:Monika Jalili

Song:The King of Hearts

دانلود فایل تصویری (فارسی-انگلیسی)

 

گرامر

معرفی کتاب

خوابگاه

نویسنده و عکاس: هاله

من و خوابگاه

من...خوابگاه و دلتنگی...
نمیدونم این خوابگاه چیه که اگه بهشت هم باشه فک میکنی تبعیدگاست
اتاقت مث سلول انفرادی
فرقی نمیکنه که برف ببارد یا باران
رنگین کمان باشه یا ابر...
خورشید بتابد یا نه...
گاهی وقتا واقعا احساس دلتنگی خفه میکنه آدمو...به درختا خیره میشی و
باهاشون حرف میزنی
به حلزونای تو باغچه میگی که چقد تنهایی
به گنجشکا میگی که کاش تو هم مث اونا حال خوندن داشتی
یه قاصدکو میچینی و فوتش میکنی و با اینکار غصه هاتو میسپاری به دست باد
باز برمیگردی تو اتاق و به دیوارش چشم میدوزی
دیواری که سال ها پیش روش نوشتن
آهای حلزون
از کوهستان فوجی بالا برو
اما
آرام...آرام...


 

  توضیح:عکسهای زیر توسط هاله از خوابگاه دختران دانشگاه خوارزمی در حصارک کرج گرفته شده اند.

 

 

 

موسیقی بی کلام

 نویسنده:بهانه

 میخوام برای اینکه حال و هوای همه عوض بشه یه اهنگ بسیار زیبا و البته مجاز از ونجلیس براتون بزارم......اوانگوس اودیساس باباتاناسیو معروف به ونجلیس از اهنگ سازهای سبک نیو ایج و الکتریکه که حتما اهنگاشو تو برنامه های مستندی مثل راز بقا دیدید این اهنگساز یونانی سبک بسیار خاص و ارامش بخشی داره دوستانی که با موزیکهای نیو ایج اشنا هستند میفهمن من چی میگم از مهمترین اثار این اقا اهنگ اختتامیه المبیک سیدنی و جام جهانی 2006
المان هستش دوستای عزیزم اگر اهنگ باز نشد یا بسوورد خواست این رو بزنید:
www.ag89.blogsky.com امیدوارم دوست داشته باشید اسم این اهنگ هست کریستف کلمب و مال فیلمی به همین نام هستش.


دانلود

تکرار لحظه ها

فرستنده:عاطفه برادران

 

واقعیت تلخ

فرستنده:فاطمه اسماعیلی

 

قضاوت

نویسنده : نبی زاده

قضاوت

مطمئنا همه ی ما توی موقعیتی قرار گرفتیم که درباره ی یک موضوع یا اتفاق خاصی قضاوت داشته باشیم. شاید هم گاهی اوقات ناخواسته و بدون دلیل قضاوت می کنیم! به نظر من در هر دو مورد ما حق قضاوت نداریم، چون قاضی نیستیم و مهم تر از اون ،از تمام جوانب قضیه اطلاع نداریم.

و اما بعضی وقت ها شرایط ما رو مجبور می کنه درباره ی چیزی که زیاد برامون شفاف نیست، قضاوت کنیم. در این جور مواقع جرقه ی فاجعه ای جبران ناپذیر به وجود می یاد؛ فاجعه ای که می تونه با خودش عواقبی مثل سوء تفاهم ، درگیری های لفظی ،بدبینی بی مورد و گاهی اوقات ریخته شدن آبروی شخص بی گناهی را به همراه داشته باشد. هر چند که به نظر برای این مورد آخر هیچ راه جبرانی وجود ندارد!

بعضی وقتها حق با من انسانه، چرا؟ چون یه موردی رو با چشم خودم دیدم؛ غافل از اینکه ثابت شده چشم انسان از درصد خطای بالایی برخورداره. از همه ی این مسائل تکراری و کلیشه ای که بگذریم، به یه حرف می رسیم : که تحت هیچ شرایطی درباره ی همنوعانمون، زندگیشون، رفتارشون و... قضاوت نکنیم. حتی اگر یه مسئله ای مربوط به ما میشه، با احترام از مسبب اون مساله سوال کنیم؛ تجربه نشون داده گفتگوی رودررو بهترین روش برای رفع سوء تفاهم ها،مسائل و قضاوتهای ساخته ی ذهن ماست. اگر از همین امروز من تصمیم بگیرم که این رفتار یا بهتره بگم این عادت ناپسند رو ترک کنم،بعد از مدتی تمامی این من ها ، ما خواهد شد و این یعنی جامعه ای که یک عادت منفی رو از خودش دور کرده. پس بیایید عجولانه قضاوت نکنیم...

Today's Phrase

Today's Phrase

If something brings you back down to earth, it makes you face reality again after a pleasant experience, a hopeful dream or an unrealistic plan.

Examples:
I was dreaming of a safari holiday in Tanzania to see the elephants, the cheetahs, the hippos… then I looked at my bank balance and it brought me back down to earth pretty quickly!

Phil had a great time over the weekend. All the emails waiting for him in the office on Monday morning brought him back down to earth.

Take note

To bring the house down. This phrase is used when a performer in a play or show makes people laugh or clap loudly and enthusiastically: they bring the house down.

Example:

The comedian brought the house down when he told the joke about the two frogs.

لیله‌الرغائب

فرستنده:نسیم

 لیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باش

 

کوچک که بودی برای داشتن بهترین اسباب بازی های دنیا دعا می کردی.برای خانه ای پر از خوراکی ،برای کمی بیشتر تاپ سواری ...یادت هست؟بزرگ تر که شدی آرزو برایت قبول شدن امتحان و دانشگاه رفتن،کار و در آمد بود.به یاد داری؟ امروز هم... نمی دانم.نمی دانم دنیای آرزوهایت امروز تا کجا فکر می کند و دلداده کدام آیین است،نمی دانم حواس دلت امروز زمام دار چه کسانی است ..تا کجا تقوا دارد و چقدر مهربان است....اما لیلةالرغائب را مراقب آرزوهایت باش...

راه آسمان، خدا، اجابت، بخشش شاید در نظرت سخت بیاید.طولانی. دست نیافتنی. اما امشب که عاشق شوی پیاده هم می شود تمام آن مسیر طولانی را ساده به پایان رساند بی هیچ سخنی از رنج و کم طاقتی بندگان. می شود کوله بار دنیا را هر قدر هم سنگین از شانه هایت پایین بکشی تا دل کوچکت را به بی کران آسمان گره بزنی، برای ثانیه ای خدا...

امشب از هر کجای این دنیای بزرگ که در بزنی، صاحبخانه برای استقبال می آید.با طبقی از آرزوهایی که می خواهی...امشب ..لیلة الرغائب ...مراقب آرزوهایت باش...

ضیافت اولین شب جمعه رجب، لیلة الرغائب، خواب خیلی ها و آرزوی مردمان بسیاری را تعبیر کرده. به خیال مردمان بسیاری رنگ واقعیت رسانده.خیلی از مردم برای رسیدن به حاجت های خود دست به دامان این شب می شوند،به ضمانت یک سال انتظار...

تا چند سال پیش خیلی از ما این وعده گاه را نمی شناختیم .وعده گاهی که خدا در آن بردبار است به گناهکار ترین بندگان،وعده گاهی که باید امیدوار تر از پیش باشی به استجابت،آنجا که برای هر چه بخواهی مختاری و خدا به تمام آنچه می گویی شنوا تر از پیش منتظر است...

امشب چه سیاه باشی و چه سپید،هر چه قدر که نا امید،هر چه که بخواهی از خدا ،امیدوار باش به اجابت...

امشب اعانت جستن به فضل و کرمش برای آنکه امید دارد،مباح است...

امشب تمام فرشته ها از ثلث شب که بگذرد در میان کعبه به خدا برای بخشش بندگان روزه دار رجب دعا می کنند...

 

لیلة الرغائب تو مختاری برای انتخاب آنچه می خواهی،برای داشتن گوشه ای از تقدیری که آرزویش داری، برای آنچه می خواهی باشی...

شاید این شب در آیین های مردم دیگر،در کریسمس، انتظار بودا و روزهای دیگر مردمان دیگر تجلی کوچکی داشته باشد اما مقایسه در رتبه و منزلت،در ارج و بندگی بی حساب پای خودت...

گریزی به اعمال این شب و نیم نگاهی به دعا ها و معانی درد دلت با خدا می ارزد به تجربه حس گوش دادن کسی به تمام آنچه می خواهی ،بیشتر از همیشه و هر روز...می ارزد به یک دل سیر دعا...به لذت گفتن یک طومار آرزو...

امشب می شود خیلی چیزها از خدا خواست. دنیا و آخرت را، ثروت و تملک را ،بندگی،قدرت،گذشت،آرامش و ... خودخودخود خدا را

آیا میدانید؟؟!

نویسنده:هدیه

 آیا میدانید؟؟!

 
1) آیا میدانید اگه استاد دهقان هر جلسه دو سه تا تحقیق به ما نمیدادن کافی نت دم بازار تفت تعطیل میشد؟؟!
2) آیا میدانید اگه علیرضا عطار نبود استاد هر جلسه از تشنگی شهید میشدن؟؟!
3) آیا میدانید اگه استاد هر جلسه به ما نمیگفتن واسه کل کلاس آبمیوه بخریم آبمیوه های بوفه دانشگاه کپک میزدن و ویتامین ث بدن ما نصف چیزی بود که الان هست؟؟!
4) آیا میدانید اگه استاد دهقان اینقدر از ما امتحان نمیگرفتن شب امتحان چه غلطی باید میکردیم؟؟!
5) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود آقای آیت اللهی باید تنها میرفتن یزد؟؟!

6) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود آژانسِ بوووووق در ماه نباید 12 بار میومد تفت و برمیگشت؟؟!
7) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود ما کلأ بویی از زبان نمیبردیم؟؟!
8) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود وبلاگی هم درکار نبود؟؟!
9) آیا میدانید اگه استاد دهقان این همه مطالب جالب در اختیارمون نمیذاشت الآن اطلاعات عمومی هممون روی هم زیر خط فقر بود؟؟!
10) آیا میدانید من مثل شیخ باغیانی پاچه خواری نمیکنم و دارم حقیقت رو میگم؟؟!

11) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود هیچکس نمیتونست من و مهناز رو از کلاس بیرون کنه؟؟!
12) آیا میدانید استاد دهقان در عین مهربانی میتونن خیلی بد عصبانی بشن و خیلی جدی هستن؟؟!
13) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود من هیچ وقت باورم نمیشد که یه آدم بتونه همزمان این همه کار علمی رو باهم انجام بده؟؟!
14) آیا میدانید ما سر کلاس با استاد 20 سؤالی بازی کردیم؟؟! (دلتون بسوزه!!)
15) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود ما در هفته یک روز کمتر میرفتیم تفت؟؟! (چه کیفی میداد!!)
16) آیا میدانید استاد دهقان تنها استادی بود که هیچ کدوم از بچه های کلاس ما رو ننداخت؟؟!
17) آیا میدانید اگه استاد دهقان نبود من هیچ وقت تصور هم نمیکردم که تو دانشگاه بشه نمره بالای 16 گرفت؟؟!

18) آیا میدانید اگر استاد دهقان وبلاگ نداشت هیچکس شماها رو تشویق به نوشتن نمیکرد؟ و هیچکس شعرهای شما رو نمیخوند؟؟ !
19) آیا میدانید هیچ استادی مثل استاد دهقان اینقدر مرتب و دقیق همیشه دیر نمیاد سر کلاس؟؟!
20) آیا میدانید که شما هیچی نمیدونید؟چون من الآن 20 تا سؤال پرسیدم ولی شما حتی به یکیشم جواب ندادین...
اشکالی نداره! سالانه میلیون ها نفر درمیابند که هیچی نمیدانند, حالا یکیشم شما...


ضمنأ من برای جلوگیری از تبلیغات اسم اون آژانسی رو که استاد باهاش میومدن رو نگفتم که نوشتم کاملأ جنبه فرهنگی پیدا کنه نه تبلیغاتی!
شایدم بعضی از دانشجوها برای نیومدن استاد کل ماشین های اون آژانس رو پنچر کنن که استاد نیان و ملتی به آرزوی دیرینه خود برسن!

Nights in Rodanthe  

تمرین درک مطلب فیلم

با تماشای بخشهایی از فیلم Nights in Rodanthe  به سوالات زیر پاسخ دهید:

1)Why did the man arrive early?

2)How long is he going to stay in the hotel?

 

دانلود با کیفیت پائین

 

 دانلود با کیفیت بالا

 

استرس زمان امتحان

نویسنده:بهانه

چگونه می توان استرس زمان امتحان را کاهش داد؟


استرس و نگراني باعث فراموشي مطالب درسي مي شود.چه کسي تا کنون اين مورد را شخصا تجربه نکرده است: فرد خود را براي امتحان به بهترين نحو آماده کرده است، همه چيز را مي داند ولي زمان امتحان فقط نيمي از مطالب ياد گرفته را به ياد مي آورد. چرا؟ امروزه محققان سوييسي توضيح علمي اين امر را يافته اند که چرا گاهي اوقات استرس ناشي از امتحان عامل فراموشي مطالب ياد گرفته شده مي شود، زيرا يک تنش و استرس شديد، سيستم اعصاب که در حالت عادي قرار دارد را فعال مي کند و اين امر غده فوق کليوي را تحريک و باعث ترشح آدرنالين مي شود و از آنجايي که حافظه پس از استرس همچنان کارايي خود را حفظ مي کند تازه بعد از سپري شدن سي دقيقه دچار اختلال مي گردد.
دانشمندان بر اين باورند که هورمون کورتيزول در اين مورد تاثير گذار است. حتي استرس ساير قسمت هاي مغز را نيز تحريک و باعث ترشح موادي مي شود که از طريق گردش خون بر غشاء غدد فوق کليوي نفوذ کرده و باعث ترشح کورتيزول مي شود و اين مواد هستند که در زمان استرس حافظه را دچار اختلال مي کنند.
استرس مانع يادآوري مطالب نمي شود بلکه باعث اختلال در ترشح هورمون کورتيزول ناشي از استرس مي شود و اين امر عامل کاهش کارايي حافظه است اما چگونه مي توان بر استرس ناشي از امتحان غلبه کرد؟ با به کارگيري راهکار هايي که در اين مورد ارائه شده است مي توان بر استرس و ترس ناشي از امتحان به راحتي غلبه کرد.
با توجه به این مطلب هر چه در محیط خانواده آرامش بیشتری وجود داشته باشد و رفتار والدین با دانش آموز آرام تر باشد میزان تمرکز و در نتیجه یادگیری او افزایش می یابد لذا حتی اگر وی مدت کوتاهی به مطالعه بپردازد به علت همین فراگیری بهتر راندمان بیشتری داشته و مطالب بصورت پایدارتری در ذهن او نقش می بندد.

انتخابات انجمن علمی

قابل توجه دانشجویان پیام نور یزد

انتخابات انجمن علمي رشته  زبان انگلیسی روز پنج شنبه 26/2/92 ساعت 9:30 در ساختمان شماره 1 شاهديه برگزار ميگردد.علاقه مندان جهت شركت در انتخابات به ساختمان شماره 1 مراجعه نمايند.

کدام پل؟

فرستنده:میترا

به بهانه باران

نویسنده:آرزو شمس

 
به بهانه باران

امشب هم گذشت.مثل شبهای گذشته بی تو.

صبح دوباره با بالشی خیس در بغل از خواب بیدار میشوم.مثل روزهای گذشته.

دو ساعت در شوک نبودنت به در و دیوار تکراری، به هوای سرد و بی روح و به خود ماتم نگاه میکنم.

در خانه میگردم.شاید،شاید برگشته باشی.شاید نشانه ای...

نه.نیست.هیچ است.دوباره هیچ خالی.

باز شب میشود.اینبار مثل دیشب نیست.ابر خالی نیست.

صدای باران کنار پنجره می کشاندم.پرده را کنار میزنم.

یک لحظه جای دستانت را روی شیشه خیس حس میکنم.

می خندم.خنده ای تلخ.

دوباره خیال دیوانگی.

می نشینم.باز به یاد می آورم.لذت باران را به یاد می آورم.

می نشستیم به تماشای عشق بازی آسمان.همه را به هیچ می گرفتیم و از احساس آینده سیراب میشدیم.به آدمهای مانده در بازی ابرها می خندیدیم.

به آدمهای مانده در خیال گذشته.

دوباره می خندم.همان خنده تلخ.

اینبار حال را به یاد می آورم.

خود تنها نشسته به تماشای عشق بازی آسمان را.

خود بی آینده را...

خود مانده در گذشته ام را.

فقط خودم را...

خودم...

نظر سنجی

نویسنده:بهانه

سلام به همه دوستای گلم میخواستم یه نظر سنجی کنم از اونجایی که من تحصیلاتم تو رشته روانشناسی بالینی هست و از اونجایی که میدونم روانشناسی چقدر توی بهتر زندگی کردن به ما کمک میکنه میخواستم بینم دوست دارید مطلب و اطلاعاتی در مورد علم روانشناسی... بیماری های روانی کمیاب و خطرناک و تست های روانی براتون به اشتراک بزارم یا نه اگر همگی موافقید دست به کار شم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظر جواب همه دوستای گلم هستم

سخن روز

فرستنده:محمد باغیانی

سه نفر اشتباهي دستگير شدند و در نهايت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم شدند....

نوبتِ نفر اول شد که روی صندلی بنشیند. وقتی که نشست گفت : من توی دانشگاه , رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه !....

کلید برق رو زدند ... ولی هیچ اتفاقی نیفتاد پس به بی گناهیش ایمان آوردند و آزادش کردند.

نفر دوم روی صندلی نشست و گفت : من توی دانشگاه حقوق خوندم و به عدالت ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته !

کلید برق رو زدند ... ولی باز هم هیچ اتفاقی نیفتاد پس به بی گناهی او هم ایمان آوردند و آزادش کردند.

نفر سوم که خواست روی صندلی بنشیند گفت : من توی دانشگاه , رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی!!!

خوب بقيه داستان هم مشخص است، مسوولين زندان مشكل رو ميفهمند و موفق به اعدام فرد ميشوند !!!

نتيجه : لازم نيست همیشه راه حل مشكلات رو جار بزنید!!!

سخن روز : بگذار کارهایت یک راز بماند، فقط نتایج را به مردم نشان بده.

عقل زن

فرستنده:لعیا بخشی

مادر کودکش را شیر می دهد
و کودک از نور چشم مادر
خواندن و نوشتن می آموزد

وقتی کمی بزرگتر شد
... کیف مادر را خالی می کند
تا بسته سیگاری بخرد

بر استخوان های لاغر
و کم خون مادر راه می رود
تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود

وقتی برای خودش مردی شد
پا روی پا می اندازد
و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران
کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید :
عقل زن کامل نیست
...

آدمیزاد

فرستنده:فاطمه علمدار

نادر ابراهیمی

فرستنده:بهانه

آدمهاي ساده را دوست دارم.

همان ها که بدي هيچ کس را باور ندارند.

همان ها که براي همه لبخند دارند.

همان ها که هميشه هستند،

براي همه هستند.

آدمهاي ساده را

بايد مثل يک تابلوي نقاشي

ساعتها تماشا کرد؛

عمرشان کوتاه است.

بس که هر کسي از راه مي رسد

يا ازشان سوء استفاده مي کند يا

زمينشان ميزند

يا درس ساده نبودن بهشان مي دهد.

آدم هاي ساده را دوست دارم.

بوي ناب آدم می دهند..

 آقای نادر ابراهیمی از بزرگترین شاعران موج نو و نمایشنامه نویسان معاصر و همچنین از بهترین مترجمهای ایران بودن لیست اثار نوشته های این شاعر واقعا در یک ایمیل نمیگنجه بهتره خودتون اثارش رو حتما مطالعه کنید شعر بالا از شعرهای معروفشونه.

توریست

آیا صحبت با توریستها به تقویت زبان کمک می کند؟

یکی از راههای تقویت زبان انگلیسی هم صحبتی با توریست هاست.تا آنجا که من اطلاع دارم در بین دانشجویان آزاد و پیام نور برخی با گذراندن کلاسهای تربیت راهنمای گردشگری، بطور جدی تر با توریسم سر و کار دارند.ولی یادآوری یک نکته ضروری است.هر غیر ایرانی که انگلیسی صحبت می کند نباید،و نمی تواند، الگوی مناسبی برای زبان آموزی باشد.چه بسیار توریستهایی هستند که فقط به اندازه رفع نیاز روزمره در سفر انگلیسی می دانند و گفتار آنها سرشار از اشتباهات فاحش گرامری و تلفظی است.به دو نمونه از تجربیات شخصی خودم با توریستها اشاره می کنم.

 روزی در نمایشگاه تجهیزات پلیسی با مسؤول غرفه یک شرکت آلمانی سر صحبت را باز کردم.در کمال تعجب متوجه شدم که وی تمام th های لغات را رسما s تلفظ می کند ،بطوریکه سخت باید دقت می کردم که کدام لغت واقعا صدای s دارد و کدام لغت به اشتباه این صدا را در خود جای داده است.حتما می پذیرید که چقدر بر تلفظ مخاطب تاثیر منفی می گذارد.

تجربه ای دیگر.در دوران دانشکده،به عنوان مترجم برای یک بازرگان کار می کردم.روزی  رئیس من از من خواست تا در جلسه ای که با مهمانهای عرب زبان وی قرار بود تشکیل شود، شرکت کنم.موقع ترجمه حرفهای مهمان خارجی،متوجه شدم که او به جای صدای p در کلمات انگلیسی، صدای b تلفظ می کند.مثلا piece  را /bis / تلفظ می کرد و من در آن جلسه تلاش زیادی کردم تا انتقال مطلب به درستی صورت گیرد.البته دلیل آن هم کاملا واضح است زیرا چهار صدای پ ، ژ ،گ ،چ در سیستم آوايی عرب زبانها وجود ندارد و هنگام برخورد با این صداها،اعراب صدایی که از نظر محل تلفظ (place of articulation) نزدیکتر به این صداها باشند را در عوض ادا می کنند.این دو نمونه از اشتباهات تلفظی توریستها بود.اشتباهات گرامری که جای خود دارند !

پس می بینید که صرف اینکه شخصی خارجی است و انگلیسی صحبت می کند دلیل کافی برای اینکه مدل زبان آموزان باشد نیست.چه بسا زبان آموزان موسسات زبان شهر از بسیاری از توریستها بهتر انگلیسی صحبت می کنند.متاسفانه ما کمتر با توریستهای native  برخورد می کنیم.اغلب توریستها از اروپای شرقی یا مرکزی و یا آسیائی هستند که نه تنها زبان مادریشان انگلیسی نیست بلکه به زبان مادری خود تعصب خاصی هم دارند!

هم صحبتی با توریستها یک شمشیر دو لبه است؛ هم می تواند باعث پیشرفت زبان شود، هم می تواند همان مقدار هم که زبان را اصولی و درست یاد گرفته اید از بین ببرد.

اگر شما هم تجربه ای مشابه در برخورد با توریستها دارید در قسمت نظرات بنویسید.

مهدی دهقان

خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ

معرفی کتاب

خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ

گائو زینگ‌جیان

مهسا ملک‌ مرزبان

 

 

 منبع:انتشارات آموت

«خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ» اثر گائو زینگ‌جیان، نویسنده چینی با ترجمه مهسا ملک‌مرزبان به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، معبد، در پارک، چنگه، حادثه، خرید قلاب ماهیگیری برای پدریزرگ و در یک لحظه عناوین داستان‌های کوتاه این مجموعه‌اند.
داستان‌های این کتاب به انتخاب گائو و از میان داستان‌هایی که وی بین سال‌های 1983 و 1986 نوشته، برگزیده شده است.
تکنیک این نویسنده از داستانی به داستان دیگر تغییر می‌کند. با این حال نویسنده اغلب با خلق تصاویر به یادماندنی فضاسازی قابل توجهی را در داستان به وجود آورده است.
ملک‌مرزبان متولد سال 1353 و فارغ‌‌التحصیل رشته مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد است. وی ترجمه را با همکاری با مطبوعات چون «فیلم ویدیو»، هفته‌نامه «مهر» و روزنامه «زن» شروع کرد و در سال 1376 نخستین کتابش به ‌نام «فانی و الکساندر» نوشته اینگمار برگمن در مجموعه «صد سال سینما و صد فیلمنامه» نشر «نی» منتشر شد. «بخور و نمیر» و «سفر در اتاق تحریر» پل استر از آثاری است که مرزبان ترجمه کرده است.
از این کتاب ترجمه دیگری نیز به قلم امیرحسین اکبری شالچی از سوی نشر روزگار در سال گذشته منتشر شد که مترجم عنوان «قلاب ماهیگیری پدربزرگ» را برای کتاب برگزید، در حالی‌که عنوان نسخه انگلیسی کتاب «Buying a fishing rod for my grandfather»است.
چاپ دوم مجموعه داستان «خرید قلاب ماهیگیری برای پدربزرگ» در 136 صفحه و به قیمت 6 هزار و 500 تومان از سوی نشر آموت منتشرشده است.
 
توضیح:مهسا ملک مرزبان مجری شبکه 4  است.
 
مهسا ملک مرزبان در غرفه نشر آموت در نمایشگاه کتاب امسال
 
 

American Accent Training

معرفی کتاب

American Accent Training

دانشگاه آزاد تفت

عکاس و نویسنده:هدیه

این عکس ها رو زمستون سال 90 گرفتم, اولین زمستونی که در دانشگاه تفت مشغول به تحصیل شده بودم. طبق معمول در کلاس مشغول دعا و ثنا بودیم که استاد شاید این هفته نیاید,شاید... اما یک دفعه از پنجره کلاس دیدیم که داره برف میاد.ما هم مثل برف ندیده ها به محوطه دانشگاه حمله بردیم تا از اون هوای دلچسب و مناظر زیبا لذت ببریم.واقعا زیبا بود.کوه های اطرافمون پر از مه بود.خیلی خیلی هوای قشنگی بود.
خلاصه داشتیم از اون هوای دل انگیز لذت میبردیم که دیدیم باز هم این هفته آمد, باز هم...هر چند مثل هر هفته دیر آمد, ولی آمد...
استاد به دل نگیریدا! تجدید خاطرات بود!

 

 

 

Today's Phrase

source:bbclearningenglish

Today's Phrase

If you have a bee in your bonnet about something, you are obsessed with it and can't stop thinking about it. This phrase is often used when you are worried or angry about something. The word 'bonnet' refers to a kind of hat.

Examples:
The council wants to close down our local library. I've got a bee in my bonnet about it!
Mum's got such a bee in her bonnet about the wedding. I keep telling her that it will be fine, but she's very worried.
 

Take note

If something or someone is the bee's knees, they are very good.

Example:
Darren bought me a new car for my birthday - he's the bee's knees.
 

گام به گام با ترجمه 14

نجمه فردین مهر

گام به گام با ترجمه 14

1-What happened to the poor guy? But I think it serves him right

سر او مرد فقیر چی اومد؟ ولی فکر میکنم حقش بود.

نکته:

It serves him right: If you say it serves somebody right, it means that you think the person deserved what happened.

حقش بود

2-میدونستید do می تونه به معنی دراوردن ادای کسی باشه یا می تونه به معنی دست انداختن تقلیدی هم باشه.

مثال:

He’s fab dude, because he can do all actor well.

اون ادم جالبیه ، چون می تونه ادای همه ی بازیگرا رو خیلی خوب دربیاره.

نکته:

Fabیک اصطلاح عامیانه به معنی محشر؛عالی و معرکه است و dude به معنی آدم و یارو است. (البته از نوع عامیانه)

3- اگر به خاطر داشته باشید در گام به گام با ترجمه 13 جمله ای برای ترجمه ارائه شده بود،البته در منبعی که من از آن گرفتم(مکالمات روزمره امریکایی) این جمله به صورتstop missing around with that car   نوشته شده بود ولی با توجه به اشاره ی دوستان و استاد نسبت به احتمال اشتباه بودن این جمله ،بررسی هایی در این مورد انجام دادم ولی متاسفانه جمله یا عبارتی مبنی بر صحت یا غلط بودن این جمله بدست نیاوردم لذا با اجازه ی دوستان این عبارت را به صورت زیر تغییر دادم. لطفا ترجمه پیشنهادی زیر را بخوانید.

- Stop messing around with that car.

این قدر به اون ماشین ور نرو

 

4- ترجمه ی پیشنهادی شما برای جمله ی زیر چیست؟

 Knock it off you two. Don't you see I'm working?

کف حیاط آتشکده زرتشتیان یزد

نویسنده:محمد باغیانی

 

کف حیاط آتشکده زرتشتیان یزد – نوروز 92

 

خر خاکی که در انگلیسی به آن woodlouseمی گویند، سخت پوستی با پوشش خارجی سفت، قطعه قطعه و بلند است و چهارده پای بندبند دارد. این جانور در محلهای مرطوب زندگی می کند و بر خلاف باور عمومی حشره نیست. در گویش یزدی به آن "گئگِ خدا"

(go-oge khoda) می گویند که اشاره به سر به زیر و بی آزار بودن این جانور دارد.
این عکس را در حیاط آتشکده یزد (فروردین 92) پس از 6 دقیقه تلاش گرفتم چون زبان بسته با سرعت از کادر در میرفت و عکس خراب میشد!