باران

شیشه پنجره را باران شست...

کارشناسی ارشد

نویسنده:فاطمه علمدار

سلام دوستای خوبم
خوشحالم که دوباره وبلاگ رو به راه شده و دوباره میتونم باهم در ارتباط باشیم.
چند روز پیش تو اخبار اعلام کرد که تا بیست و پنجم مهلت ثبت نام کارشناسی ارشده. حتما خیلیاتون ثبت نام کردین و سال دیگه همین موقع دانشجوی ترم اول ارشدین.
واسه من همیشه شروع ها سخته بوده اما فکر میکنم شروع کارشناسی ارشد واسه همه سخت باشه!از خیلیا شنیده بودم که ارشد اصلا قابل مقایسه با لیسانس نیست اما باورم نمیشد! به خودم میگفتم فوقش یکم سخت تر از لیسانسه!ماشالا اعتماد به نفسم بالا بود به خودم میگفتم من که تو دوره لیسانس دانشجوی تنبلی نبودم الانم اگه یکم بیشتر تلاش کنم موفقم!!!!
اما امان از روزی که رفتم سر کلاسای ارشد!
اولین جلسه هشت صبح تا هشت شب!
همه استادا اومدن هرکدوم سه چهارتا کتاب معرفی کردن یه فصلم درسم دادن و رفتن!(و این قضیه هرجلسه تکرار میشه)
اون روز به قدری بهم سخت گذشت که بعد از تموم شدن کلاسا تا خونه گریه کردم!شوکه شده بودم!!!!
خیلیا حرفمو قبول ندارن اما من فکر میکنم رشته ما از همه رشته ها سخت تر باشه چون با یه زبانی غیر از زبان مادریمون سر و کار داریم.
اونایی که الان تو دوره لیسانس هستن قدر این دوره رو با همه سختیاش بدونن!به من که خیلی گذشت بهترین دوران زندگیم بود که هیچوقت قرار نیس تکرار بشه واسم!
توی ارشد دیگه از این خبرا نیست!
همه بچه ها درسخووون!!!!همه سرشون تو کتاب و جزوه!همه حرفشون در مورد درس!همه دنبال اینکه استادا میانترم بگیرن!و البته باید هررروووووز مثل شب قبل از امتحانا درس خوند که بشه به پای کلاس رسید!استادا همه کیلویی درس میدن دیگه کار به این ندارن که فهمیدی یا نه!و جلسه بعدشم چند برابرشو ازت میخوان!
خلاصه که بدونین درسا فوق العاده سختههههههههههه!و استادا بی نهایت بی انصاف و بی رحم!
نمیخوام نا امیدتون کنم اما دوس داشتم اینارو بهتون بگم تا مث من تا یه مدت تو شوک نباشین!
اوناییم که نرفتن ارشد شک نکنن که چیزیو از دست ندادن:-)
برای همتون آرزوی موفقیت میکنم
دوستون دارم
فاطمه علمدار

 

رنگین کمون

شاعر:مهرناز

رنگین کمون


همش پر از بهانه ام
زمینو اسمان ترانه ام
غزل نگویمو نمینویسم از زمین
نه از چشات نفس دارم
نه از غمت بهانه ای
من از شکاف اسمان شکایتی نوشته ام
غزل غزل ترانه ام به دست باد داده ام
دگر چه ارزشی شود ،نگاهم از خدا گرفت
من سالهاست به اسمان خیره شدم تا قلب اسمان گرفت
نه نوری از دو دیده ام به اسمان رسیده است
نه نوری از خدا رسید به این زمینو عین من
من بارها شنیده ام
اشک خدارو دیده ام
نکن گلایه ای از اون
شکایتارو پاره کن
من از کسی نخواسته ام دنیا بشه رنگین کمون
من از خدا نفس دارم نه از زمینو اسمون

 

Today's Phrase

Today's Phrase

If someone tells you to hold your tongue it means they want you to stop talking, because they don't like what you are saying.

Examples:

I'm going to have to hold my tongue because I keep saying what I think and people get upset!

I had to tell Jane to hold her tongue; what she was saying didn't help us move forward in our planning meeting.

___________________________________________________________________________________

 

If you make a slip of the tongue, you pronounce a word incorrectly or you say something you didn't mean to say.

Example:

I meant to tell her she was fun not fat; it was just a slip of the tongue!

 

رسوای عالم

نویسنده:آرزو شمس
فریاد میزنم.نمیدانم چه چیز را.آبرو چه می ارزد.رسوای عالم شدن شرف دارد به صوفی بودن تو.
سر در چه داری عابد بی دل؟!شبها سر به سجده میگذاری و روزها دل میشکنی!
چه می کنی با خودت؟ چه می کنی با من؟
چه کرده ای با دل من که شب و روز تسبیحم را با نام تو میگردانم.
دلم را برده ای،تازه سربه زیر شده ای؟!تازه میگویی چیزی نشده
نه خانی رفته و نه خانی آمده
من هیچ خانی را نمی شناسم،جز تویی که خود را دیوانه وار به آن راه میزنی
راهی جز خانه دلت نمیخواهم.
راهی که به تو نرسد،نمیخواهم

 

 

تبریک

تبریک

با خبر شدم که آقای علیرضا عطار از دانشجویان سابق من و از همراهان قدیمی وبلاگ و دوست خوب من به تازگی ازدواج کرده است.من این پیوند مبارک را به این زوج جوان تبریک گفته و برایشان آرزوی خوشبختی می کنم.

مهدی دهقان

من و خوابگاه

نویسنده :هاله

من و خوابگاه

 


اینجا زمان است که در سیطره مکان است، مکانی که کش می دهد زمان را و قوس می اندازد بر زندگی ام، مکانی از جنس خوابگاه جایی که در آن همه چیز معنا دارد مگر خواب به معنای خواب!!
نامش را آخر دنیا گذاشته ام خوابگاهم را می گویم، بلوک 20 اتاق 47، آخرین بلوک، آخرین سالن، آخرین اتاق، آخر دنیا...
هر روز که پله های تنگ و تاریکش را طی می کنم میان این بتن های سرد شکرگزاریم از خدای را بجا می آورم که چاق نیستم وگرنه تا الان ساییده شده بودم. هرچند الان هم فرسوده شده ام!!!
این جا همه چیز سرد است مگر دوستانت که اگر نباشند قندیل از دماغت آویزان می شود.
صبحانه بی صبحانه، آب حمام سرد است، شعله های اجاق گاز خراب است اما
برادران تأسیسات تا ساعت 12 شب توی محوطه است و حجاب اسلامی رعایت است،
بزرگ ترین ابراز وجودت نزدن کارت است و .... بماند، اینجا خوابگاهست،
گاهی فقط خوابت می برد در اتاق های 3در 4 مربع به شکل مستطیل درآمده کنار کمدهای بی در وقفل، یخچال های پرازخالی، شوفاژهای در نقش کولر، پرده های سلطنتی آویزان مثل گدایان، گرسنگی های ممتد ولی هرچه هم که باشد اینجا حراست با فراست زیاد است، باری اینجا خوابگاه است  خوابت هم که نیاید خود را به خواب بزن... اینجا خوابگاه است...

just for entertainment

فرامرز اصلانی

تو

کلیک کنید

ترجمه

 

متن ترجمه شده توسط من برای سایت سرو

کلیک کنید

Good Teaching Practice

فرستنده:سحر منصوری

 Seven Principles of Good Teaching Practice

1. Good practice encourages interaction between students and faculty.

Frequent student-faculty contact in and out of class is a most important factor in student motivation and involvement. Faculty concern helps students get through rough times and keep on working. It also enhances students' intellectual commitment and encourages them to think about their own values and plans.

2. Good practice encourages interaction and collaboration between students.

Learning is enhanced when it is more like a team effort than a solo race. Good learning, like good work, is collaborative and social, not competitive and isolated. Working with others often increases involvement in learning. Sharing one's ideas and responding to others improves thinking and deepens understanding.

3. Good practice uses active learning techniques.

Learning is not a spectator sport. Students do not learn much just sitting in classes listening to teachers, memorizing prepackaged assignments, and spitting out answers. They must talk about what they are learning, write reflectively about it, relate it to past experiences, and apply it to their daily lives. They must make what the learn part of themselves.

4. Good practice gives prompt feedback.

Knowing what you know and don't know focuses your learning. In getting started, students need help in assessing their existing knowledge and competence. Then, in classes, students need frequent opportunities to perform and receive feedback on their performance. At various points during college, and at its end, students need chances to reflect on what they have learned, what they still need to know, and how they might assess themselves.

5. Good practice emphasizes time on task.

Time plus energy equals learning. Learning to use one's time well is critical for students and professionals alike. Allocating realistic amounts of time means effective learning for students and effective teaching for faculty.

6. Good practice communicates high expectations.

Expect more and you will get it. High expectations are important for everyone - for the poorly prepared, for those unwilling to exert themselves, and for the bright and well motivated. Expecting students to perform well becomes a self-fulfilling prophecy.

7. Good practice respects diversity --- talents, experience, and ways of learning.

Many roads lead to learning. Different students bring different talents and styles to college. Brilliant students in a seminar might be all thumbs in a lab or studio; students rich in hands-on experience may not do so well with theory. Students need opportunities to show their talents and learn in ways that work for them. Then they can be pushed to learn in new ways that do not come so easily.

Taken from "Implementing the Seven Principles: Technology as Lever" by Chickering and Ehrmannhttp://www.aahe.org/technology/ehrmann.htm

 

جاده ی موفقیت

فرستنده:هستی

جاده ی موفقیت سر راست نیست.پیچی وجود دارد به نام شکست دوربرگردانی به نام سردرگمی/سرعت گیرهایی به نام دوستان/چراغ قرمزهایی به نام دشمنان/چراغ احتیاط هایی به نام خانواده/تایرهای پنچری خواهید داشت به نام شغل/اما اگر یدکی به نام عزم داشته باشید موتوری به نام استقامت و راننده ای به نام خدا به جایی خواهید رسید که موفقیت نام دارد

زندگى, جنگ و ديگر هيچ

Quotes from Books

... وقتى كسى را دور انداخته ايم ديگر نبايد سعى كنيم اشتباهاتش را تشريح كنيم. وقتى دنبال چراهاى اشتباهات او مى رويم كه هنوز او را كامل دور نينداخته باشيم...!

برگرفته از كتاب "زندگى ,جنگ و ديگر هيچ" | اوريانا فالاچى | مترجم: ليلى گلستان

بزودی...

سلام

از پیامهای اس ام اسی و اینترنتی شما ممنونم.سعی می کنم در اسرع وقت با راه اندازی مجدد وبلاگ شاهد مطالب و نظرات زیبای شما باشم.ممنون.

مهدی دهقان