ارغوان
شاعر: ارغوان
آخر مگر تمام خانه من چند گوشه داشت؟
که غم برای خود آن گوشه لانه کرد؟
آن گوشه آن ته اعماق قلب من
آنجا فضای کوچک جان را بهانه کرد
شاعر: ارغوان
آخر مگر تمام خانه من چند گوشه داشت؟
که غم برای خود آن گوشه لانه کرد؟
آن گوشه آن ته اعماق قلب من
آنجا فضای کوچک جان را بهانه کرد
نویسنده: حمیده
لبخند تو
شروع میکنی از آسمان برایم بگویی
از قوانین فیزیک میگویی و از وسعت بی انتهای آسمان
میپرسی: فهمیدی حرف هایم را؟یاد گرفتی؟
میگویم قوانینی را که درست نیست چطور بفهمم؟
میخندی و مبهوت نگاهم میکنی
سرم را کج میکنم و میخندم
میگویم : آخرآسمان که محدود شده! بین دو انحنای لب تو...
....
اطلاعیه ی بزرگترین کنسرت موسیقی را روی دیوار میبینیم..
یک هو میگویی : میخواهی ببرمت کنسرت موسیقی؟
یک هو میگویم: بخند!
مات نگاهم میکنی ، میزنی زیر خنده و میگویی : دیوانه!
خنده هایت را میشنوم.میگویم : کنسرت همینجاست... وقتی از میان لب هایت صدای خنده ات را میشنوم...
....
قلقکی نیستم
اما
نمیدانم وقتی میخندی چرا بیهوا میخندم... طولانی.. بلند...
انگار خنده هایت عجیـــــب قلبم را قلقلک میدهد...
...
کنار مادربزرگم نشسته ایم
مادربزرگ نگاهم میکند و میگوید: عمرِت بلند باشه دخترم
نگاهش میکنی و میگویی: دعاتون مستجاب...
نگاهت میکنم و میگویم:میخوای دعاشون مستجاب شه؟
مات به دیوانگی من نگاه میکنی..
تند میگویم: میشه بخندی؟
میخندی...
و من شک ندارم که عمر ایوب میکنم
معرفی کتاب:
هفت گفتار درباره ی ترجمه

این کتاب شامل هفت مقاله درباره ترجمه است. این مقالات عبارتند از: نگاهی به مبانی ترجمه، نسبیت در ترجمه، هممعنایی و چندمعنایی در ترجمه، شیوه نقد ترجمه، نمادشناسی در ترجمه، بررسی ترجمهناپذیری و سبک در ترجمه.
دکتر کوروش صفوی در پیشگفتار آورده است: "در تمامی مقالهها سعی برآن بوده تا به کمک مبانی زبانشناسی به بررسی موضوعات پرداخته شود. شاید در دید نخست، بررسی مسائل ترجمه از دیدگاه زبانشناسی برای بسیاری از مترجمین با سابقه قابل توجیه ننماید، اما آنچه امروزه تحت عنوان ترجمهشناسی مطرح است، به ما نشان میدهد که بررسی نطری مبانی ترجمه، بدون آشنایی با اصول زبانشناسی ممکن نمینماید. تجربه نیز نشان داده است که نزدیک به تمامی آنچه درباره مسائل نظری ترجمه نوشته شده است، از آن کسانی است که يا زبانشناساند و يا به نوعی با این دانش آشنایی دارند.
نگارنده بر این باور نیست که هر که ترجمه میکند، میبایست با زبانشناسی آشنایی داشته باشد اما اعتقاد دارد که آموزش ترجمه و بررسی مسائل ترجمه بدون در نظر گرفتن مبانی دانش زبانشناسی ممکن نیست. "
دكتر كوروش صفوي، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي، پيش از اين آثار بسياري در كارنامه خود داشته است. از آن جمله ميتوان به تأليف «درآمدي بر زبانشناسي»، «روندهاي بنيادين در دانش زبان»، «زبانهای دنیا: چهار مقاله در زبانشناسی»، «فرهنگ توصیفی معنیشناسی» و ترجمه «فن دستور»، « نگاهی تازه به معنیشناسی»، «دوره زبانشناسی عمومی»، « زبان و اندیشه» و «زبان و ذهن» اشاره كرد.
کتابهای پرفروش هفته دوم دی ماه 90
1) زندگی نامه «لیونل مسی»
2) «پ نه پ»
3) «سلام کلاس اولیها»
4) «سقای آب و ادب»،
5) توصیههای الهامبخش اپرا وینفری
نویسنده :حمیده
چشمهایت
....
حدم زدند به جرم عاشقی بر تو...
نمیدانستند مجرم چشم های توست که آدم را عاشق میکند...
....
نگاهت میکنم و صدایت میکنم "جادوگر..."
نگاهم میکنی و با شیطنت میگویی "کو چوب جادوییم؟ "
میگویم "چشم هایت..جادو میکنند آدم را.."
...
میرویم جواهرفروشی
فروشنده هزار الماس می آورد
نگاهم میکنی و میپرسی کدام الماس را میخواهی؟
به "چشم هایت" خیره نگاه میکنم و میگویم : "این دو الماس را ..."
میخندی
میخندم
چیزی نمیخریم
و فروشنده فکر کرد ما پول خرید الماس ها را نداشتیم....
نفهمید من گران ترین الماس دنیا را خریده بودم...
من باور دارم...
فرستنده:شهره
من باور دارم ...
كه قهرمان كسى است كه كارى كه بايد انجام دهد را در زمانى كه بايد انجام گيرد، انجام مىدهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
من باور دارم ...
كه بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى كه داشتهايم و آنچه از آنها آموختهايم بستگى دارد تا به اين كه چند بار جشن تولد گرفتهايم.
من باور دارم ...
كه دو نفر ممكن است دقيقاً به يك چيز نگاه كنند و دو چيز كاملاً متفاوت را ببينند.
من باور دارم ...
كه زندگى ما ممكن است ظرف تنها چند ساعت توسط كسانى كه حتى آنها را نمىشناسيم تغيير يابد.
من باور دارم ...
كه هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
من باور دارم ...
كه اگر من نگرش و طرز فكرم را كنترل نكنم، او مرا تحت كنترل خود درخواهد آورد.
من باور دارم ...
كه هميشه بايد كسانى كه صميمانه دوستشان دارم را با كلمات و عبارات زيبا و دوستانه ترك گويم زيرا ممكن است آخرين بارى باشد كه آنها را مىبينم.
من باور دارم ...
كه گاهى كسانى كه انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به كمك ما مىآيند و ما را نجات مىدهند.
با تشکر از دانشجویانی که در ترم گذشته کتابهای دنیای صوفی، گندم، و چهل نامه کوتاه به همسرم را برای خواندن به من امانت دادند، از این عزیزان خواهشمندم در روز امتحان پایان ترم خواندن ۱ برای پس گرفتن کتابهای خود به من مراجعه کنند.
صمیمانه از شما ممنونم.
معرفی نویسنده
فیروزه جزایری دوما، (۱۳۴۴ آبادان - )، نویسنده ایرانی آمریکایی است.
فیروزه جزایری، در سال ۱۳۴۴ در شهر آبادان به دنیا آمد. زمانی که وی ۷ ساله بود، به همراه خانواده از طرف شرکت نفت ایران که پدرش در آن به عنوان مهندس کار میکرد، به شهر ویتییر در کالیفرنیا رفت. پس از دو سال زندگی در آمریکا به ایران بازگشت و در اهواز و تهران بهسر برد. دو سال بعد، دوباره خانوادهٔ وی به آمریکا برگشتند و ابتدا در ویتییر و سپس در نیوپورتبیچ ساکن شدند. فیروزه جزایری سپس به تحصیل در دانشگاه برکلی پرداخت و در آنجا با یک مرد فرانسوی ازدواج کرد.
وی با نوشتن کتاب خاطرات خود که به نام Funny in Farsi, A Memoir of Growing Up Iranian in America در آمریکا منتشر شد، به شهرت رسید. این کتاب یکی از پرفروشترین کتابهای آمریکا در چند سال اخیر بودهاست. همچنین این کتاب، یکی از ۳ نامزد نهایی جایزهٔ تربر در سال ۲۰۰۵ و همچنین نامزد جایزهٔ پن در بخش آثار خلاقهٔ غیرتخیلی شد. وی اولین فرد آسیایی است که اثر وی جزء نامزدهای نهایی جایزهٔ تربر انتخاب شدهاست. این کتاب توسط محمد سلیمانینیا و با عنوان عطر سنبل، عطر کاج به فارسی برگردانده شدهاست.اخیرا نیز کتاب "خنده لهجه ندار" از وی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.


پرفروشهای کتاب هفته اول دی ماه 90
1) زندگی نامه «لیونل مسی»
2)«خنده لهجه ندار» نوشته فیروزه جزایری دوما
3) «من گوسالهام» نوشته بزرگمهر حسینپور
4)توصیههای الهامبخش اپرا وینفری»
قابل توجه دانشجویان عزیز
از تمام دانشجویانی که در کارگاه آموزشی روانشناسی تدریس زبان انگلیسی به کودکان در آموزشگاه زبان انگلیسی ابتکار شرکت کردند خواهشمندم برای دریافت گواهینامه شرکت در کارگاه در اسرع وقت به آموزشگاه مراجعه کنند.
معرفی مجله تخصصی در زمینه ترجمه
فصلنامه مطالعات ترجمه

| فصلنامه مطالعات ترجمه | |
| Translation Studies | |
|
| |
| رتبه علمي: | علمي - پژوهشي (علوم انسانی) |
| دوره انتشار: | فصلنامه |
| موضوع: | پژوهش در ترجمه |
| ISSN: | 1735-0212 |
| زبان: | فارسي |
| شروع انتشار: | بهار 1382 |
| صاحب امتياز: | دكتر حسين ملانظر |
| مدير مسئول: | دكتر حسين ملانظر |
| سردبير: | دكتر فرزانه فرح زاد |
| مدير اجرايي: | بهنام كليلي |
| هيئت تحريريه: | دكتر مونا بيكر، دكتر غلامرضا صفوي، دكتر كورش صفوي، دكتر مصطفي عاصي، دكتر اسماعيل فقيه، دكتر بهزاد قادري،دكتر كامبيز محمود زاده، دكتر سالار منفي اناري |
| محل انتشار: | تهران |
| فاكس: | 22170744 (021) |
| نشاني: | تهران، بزرگراه نواب، خيابان بريانك، كوچه شهيد راكي، شماره 3، كد پستي:1355883633 |
| صندوق پستي: | تهران، 159-13475 |
| دسترسي اختصاصي: | http://www.magiran.com/tarjomeh |
| سايت اختصاصي: | www.translationstudies.ir |
| نشاني الكترونيك: | hus.mollanazar gmail.com |
معرفی کتاب

نویسنده : ژان پل سارتر
مترجم : ابوالحسن نجفی – مصطفی رحیمی
انتشارات نیلوفر
"...مردم تند و بد می خوانند و پیش از آنکه بفهمند داوری می کنند. پس از اول شروع می کنیم. این کار هیچ کس را خوش نمی آید. اما چاره چیست؟ باید باز هم به توضیح واضحات پرداخت. حال که منتقدان آراء مرا به حکم ادبیات محکوم می کنند بی آنکه هرگز بگویند که مقصودشان از ادبیات چیست، بهترین جوابی که می توانم به آنها بدهم این است که هنرِ نوشتن را بدون پیش داوری بررسی کنم: نوشتن چیست؟ نوشتن برای چیست؟ نوشتن برای کیست؟
راستی را گویی هیچ کس تا کنون چنین پرسشی از خود نکرده است..."
نویسنده:حمیده
Teacher asked: “How many syllables does LIFE have?”
“One!” , I answered immediately…
He said: “It seems that u know how consonants and vowels make syllables, right?”
I smiled and said with myself… “I don’t know what teacher is talking about…I just know You... You are all my LIFE and You are one, so Life must have one syllable….”….
And my teacher never knew that I don’t know how consonants and vowels make syllables…
….
علی لهراسبی میخواند "زندگی ادامه داره.حتی وقتی تو نباشی..." به ادامه ی زندگی فکر میکنم و به نبودن تو. با یکی از رفتنت میگویم و میگوید "زندگی همین است .." ، وقتی ز و ن و د و گ و ی ِ زندگی را تو برایم هیجی کرده ای، وقتی کلمه ی زندگی را فقط زمانی شنیده ام که تو با صدایت برایم خوانده ای ؛ وقتی چشمانت را به چشمانم دوختی و گفتی "زندگی همین است" ، چطور حرف لهراسبی را باور کنم وقتی چشم های تو نیست.. وقتی "همین "ِ زندگی من نیست...
....
خیره میشوی در چشمانم. نگاهم میکنی و میگویی "قلبت دریاست تو..."
نگاهت میکنم و میگویم "چشمانت قلبم را میشکافد..."
بی هوا میگویم " اما اسم تو که موسی نیست....."
آرام نگاهم میکنی و لبخند میزنی....
و لبخند میزنم...
چه خوب معجزه میکنی پیامبر ِ قلب من...
....
هزار نوار موسیقی کنارم است
اما
گوشی را برمیدارم و به تو زنگ میزنم...
تا بخند ی
و من یک جا تمام موسیقی های زیبای دنیا را گوش کنم....
....
لب های تو مزه ی بهشت میدهد
اگر حوا بودم طمع به سیب نمیبردم که !
به لب های تو نزدیک میشدم
و بهشتی میماندم ...
که خدا گفته بود "لا تقربا هذه الشجره..."
برای لب های تو که نگفت "لا تقربا..."
...
راست میگویند حوا گول خورد
گول هم خورد...
تا لب های تو بود چه حاجت به سیب بهشت
برای جاودانه ماندن.....
.....
ایزابل آلنده

ایزابل آلنده
ایزابل آلنده متولد دوم آگوست ۱۹۴۲ در شهر لیمای پرو است. پدرش «توماس آلنده» پسر عموی سالوادور آلنده، رئیس جمهور فقید شیلی بود. توماس به عنوان سفیر پرو در شیلی مشغول به خدمت بود. با فقدان پدرش در سال ۱۹۴۵، ایزابل ۳ ساله به همراه مادرش به سانتیاگو کوچ نمود و تا سال ۱۹۵۳ در آنجا باقی ماند. با ازدواج مجدد مادرش با یک دیپلمات دیگر، خانواده به ناچار به بولیوی و سپس بیروت منتقل شد. ایزابل در بولیوی در مدرسه خصوصی آمریکاییها و در بیروت در یک مدرسه انگلیسی به تحصیل پرداخت و در سال ۱۹۵۸ به شیلی بازگشت.
آلنده سپس با یک دانشجوی مهندسی به نام «میگل فاریاس» ازدواج نمود و زندگی ادبی خود را با ترجمه مقالاتی برای یک مجله طرفدار حقوق زنان آغاز نمود. او مدتی نیز با سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد (فائو) همکاری نمود. با سقوط دولت سالوادور آلنده توسط پینوشه، نام ایزابل آلنده نیز در فهرست تحت تعقیب قرار گرفت. بنابراین او مجبور شد به ونزوئلا فرار کند و به مدت ۱۳ سال در این کشور به حالت تبعید به سر برد. در این مدت او به نوشتن مقاله برای یکی از معروفترین روزنامههای ونزوئلا پرداخت و مدتی نیز مدیریت یک مدرسه را برعهده گرفت. آلنده از سال ۲۰۰۳ به تابعیت آمریکا درآمده و اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند.
زندگی ادبی
رمانهای او اغلب در سبک رئالیسم جادویی جای میگیرند. در سال ۱۹۸۱ زمانی که پدربزرگش در بستر بیماری بود، ایزابل نگاشتن نامهای به وی را شروع کرد که دستمایه رمان بزرگ «خانه ارواح» گردید. پائولا نام دختر وی است که پس از تزریق اشتباه دارو به کما رفت. ایزابل رمان «پائولا» را در سال ۱۹۹۱ بصورت نامهای خطاب به دخترش نوشتهاست. رمانهای آلنده به بیش از سی زبان ترجمه شده و نویسنده خود را به دریافت جوایز ادبی بسیاری مفتخر نمودهاند.
برخی از کتب منتشر شده از وی به فارسی
از همه دانشجویان دانشگاههای پیام نور یزد و مهریز و دانشگاه آزاد تفت که در کارگاه آموزشی روانشناسی آموزش زبان انگلیسی به کودک در تاریخ ۹ دی در آموزشگاه ابتکار شرکت کردند، از صمیم قلب سپاسگزارم.
دوره آموزش فنون ترجمه
ويژه مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد
پيتر نيومارك
مترجمان:
دكتر منصور فهيم - سعيد سبزيان
ناشر:
رهنما
برنده جايزه انجمن زبانشناسي كاربردي بريتانيا
پاييز ۱۳۸۶
اين اثر علمي بزرگ پيتر نيومارك يك كتاب درسي و راهنما براي دانشجويان انگليسي زبان و غير انگليسي زبان است كه يا شخصاً به فراگيري فن ترجمه علاقمند هستند يا در مقاطع كارشناسي و يا كارشناسي ارشد مترجمي به تحصيل اشتغال دارند.
در اين كتاب مباحث جامعي پيرامون موضوعات و مشكلات ترجمه و انواع متون مطرح ميشود و نويسنده با ارائه مثالهاي متعدد به نقد و بررسي و تحليل مسائل گوناگون ترجمه ميپردازد.
نيومارك كتابها، مقالات و متون تبليغاتي بسياري ترجمه كرده و به چاپ رسانده است و پيرامون اغلب آنها، سخنرانيهاي متعددي داشته است. وي هم اكنون عضو هيئت برگزاري امتحانات مؤسسه زبانشناسان و از اعضاي هيئت امنا سازمان آموزشي مري گلاسكو ميباشد. كتاب دوره آموزش فنون در سال ۱۹۸۸ برنده جايزه انجمن زبانشناساي كاربردي بريتانيا شد.
فرستنده:حامد حسین زاده
یکی دیگر از نوادگان انیشتین

برای دسترسی به مجموعه ای از داستانها و نمایشنامه هایی از نویسندگان معروف به وبسایت زیر مراجعه کنید.
www.online-literature.com
معرفی کتاب:
چخوف در قاب تصویر

چخوف در قاب تصویر” را پتر اوربان نوشته که با ترجمه سهراب برازش در زیر گروه ادبیات نشر نی روانه بازار کتاب شده است. این اثر که برگزیدهای از نامههای آنتوان چخوف است، دوران کودکی تا مرگ وی را در بر میگیرد و همراه با هر دوره از زندگی چخوف، عکسهای مرتبطی نیز آورده در کتاب درج شده است. این عکسها، از محل تولد و عکسهای کودکی وی تا سفرهایش به کشورهای مختلف را شامل میشود که این تصاویر، تقریبا نیمی از کتاب را تشکیل میدهند.
برازش به عنوان مترجم کتاب، درباره این نویسنده میگوید: چخوف نویسندهای است که آثار قطوری ندارد اما میتوان او را نویسندهای درجه یک دانست که به دلیل داستانهای کوتاهی که دارد، در طراز تولستوی و داستایوفسکی قرار میگیرد.
ناشر در معرفی کتاب آورده است: «از من بیوگرافى مىخواهید؟ این هم بیوگرافى.» آنچه که به ظاهر چنان موجه و آگاهىدهنده مىنماید چخوف از آن به کنایه سخن مىگوید. در واقع هم او چندان در پى مطرحکردن شخص خودش نبود، نامههایش تصویرى از انسانى به دست مىدهند که از محافل عمومى گریزان است. ما آثارش را مىشناسیم، اما دربارهٔ چخوف چه مىدانیم؟ کتاب حاضر با عکسها و مدارک فراوان از دورانش تلاش دارد شناختى بهتر از چخوف عرضه کند. ضمن این تلاش چشماندازى جامع از تاریخ معنوى روسیه در آن زمان نیز شکل مىگیرد، چشماندازى که با تصویر چخوف از فضاى اجتماعى و سیاسىاش، از زندگى و مناسبات آن، آثارى را به وجود آورده که در ادبیات جهان بىنظیر است. «کتابى غنى که با دانشى سرشار و عشق شکل گرفته، کتابى که زندگى و دوران چخوف را به شکلى گویا ترسیم مىکند.»
این کتاب در 352 صفحه و با قیمت 20هزار تومان منتشر و توزیع شده است.
فرستنده : حامد حسین زاده
فرستنده:شهره
|
ANSWERS OF A BRILLIANT STUDENT WHO OBTAINED 0% But I would have given him 100%
Q1. In which battle did Napoleon die? * his last battle درکدام جنگ ناپلئون مرد؟ در اخرین جنگش
Q2. Where was the Declaration of Independence signed? * at the bottom of the page اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟ در پایین صفحه
Q3. River Ravi flows in which state? * liquid متاسفانه قابل ترجمه نیست
Q4. What is the main reason for divorce? * marriage علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج
Q5. What is the main reason for failure? * exams علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟ امتحانات
Q6. What can you never eat for breakfast? * Lunch & dinner چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟ نهار و شام
Q7. What looks like half an apple? * The other half چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟ نیمه دیگر ان سیب
Q8. If you throw a red stone into the blue sea what it will become? * it will simply become wet اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟ خیس خواهد شد
Q9. How can a man go eight days without sleeping ? * No problem, he sleeps at night. یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟ مشکلی نیست شبها می خوابد
Q10. How can you lift an elephant with one hand? * You will never find an elephant that has only one hand.. چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟ شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد
Q11. If you had three apples and four oranges in one hand and four apples and three oranges in other hand, what would you have ? * Very large hands اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟ دستهای خیلی بزرگ
Q12. If it took eight men ten hours to build a wall, how long would it take four men to build it? * No time at all, the wall is already built. اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟ هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده
Q13. How can u drop a raw egg onto a concrete floor without cracking it? *Concrete floors are very hard to crack. |
چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
Bestselling novels in December 2011
1) 11/22/63, by Stephen King
2) RED MIST, by Patricia Cornwell
3) THE LITIGATORS, by John Grisham
4) DEATH COMES TO PEMBERLEY, by P. D. James
5) KILL ALEX CROSS, by James Patterson
6) EXPLOSIVE EIGHTEEN, by Janet Evanovich
7) THE DROP, by Michael Connelly
8) THE BEST OF ME, by Nicholas Sparks
9) V IS FOR VENGEANCE, by Sue Grafton
10) MICRO, by Michael Crichton and Richard Preston
فرستنده : لیلا
فرهنگ لغت دانشجویی
استاد:
منبع علم،ژنراتوردانش،نیروگاه انسانیت،تبلوردانایی،کوه توانایی،مایه افتخارما،بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم،خودصفا،اندوفا،دارنده انواع واقسام شفا،ضدجفا، یاری گر ضعفا،معلم الخلفا !
سؤال:
یک نوع شعورسنج استاد ودانشجو.کلمات نفرت انگیزی که به نوبت وتک تک مثل نیزه در چشم دانشجو فرو میروندولحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش واقف تر می کنند. لو رفتن آنها به حماسه سازی دانشجویان منتهی میشود.انواع مختلف آن از تشریحی سیانوری تا تستی گوگوری مگوری متغیراست.
روزامتحان:
روزی که درآن خورشید طلوع نمی کند. لحظه ای که درآن دانشجومی خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.روز شغال.روزی که درآن نگاه ها عمیق می شوند.روزلبخندهای استراتژیک.روزی که در آن دوست ودشمن با هم ودر کنار هم به قربانگاه می روند.
مراقب:
موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد. سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند.گالری ضدحال.موجودی که روی سینه اش نوشته شده:من مراقبم،شما چطور؟
جزوه:
یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابروبادومه وخورشیدواینا دانشجورا به سمت پاس شدن درس هل می دهد.تمام همه علم بشری.چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد. وسیله ای که معمولا دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.
شب امتحان:
شب ملخ.شب ظلمانی یلدا.شب سوانح وسوختگی نا کجا آباد دانشجو. شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند.در این شب انسان تمام مصائب تاریخ بشر را به صورت کنسانتره نوش جان می کند.یک نوع زلزله در میان ایام سال.شب چشمهای پف کرده ودهان های کف کرده.شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو.
تقلب:
یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد ومراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار وخاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق و حال متغیر باشد.بیراهه ای که اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود.یک نوع وسیله درس پاس کن نا مشروع.