عشق
فرستنده:هاله
عشق دانشکده تجربه انسان هاست
گرچه چندیست پرازطفل دبستان شده است
فرستنده:هاله
عشق دانشکده تجربه انسان هاست
گرچه چندیست پرازطفل دبستان شده است
قابل توجه شرکت کنندگان در آزمون کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی
ویرایش سوم کتاب تکنیکها و اصول روش تدریس نوشته دایان لارسن فریمن در بازار ایران عرضه شده است.

Bestsellers
Hardcover Fiction
|
|
۱ LONE WOLF, by Jodi Picoult. (Emily Bestler/Atria, $28.) The children of a man who studies wolves must make difficult decisions when he is seriously injured in an accident. |
|
2 |
VICTIMS, by Jonathan Kellerman. (Ballantine, $28.) The Los Angeles psychologist-detective Alex Delaware and the detective Milo Sturgis track down a homicidal maniac. |
|
3 |
KILL SHOT, by Vince Flynn. (Emily Bestler/Atria, $27.99.) A C.I.A. super-agent hunting down perpetrators of the Pan Am Lockerbie bombing, finds himself caught in a dangerous trap. |
|
4 |
CELEBRITY IN DEATH, by J. D. Robb. (Putnam, $27.95.) Lt. Eve Dallas investigates when an actress drowns at the opening party for a movie based on one of her cases; by Nora Roberts, writing pseudonymously. |
|||
|
5 PRIVATE GAMES, by James Patterson and Mark Sullivan. (Little, Brown, $27.99.) Peter Knight pursues a murderer who is trying to destroy the London Olympics.
|
||||
|
6 |
THE WOLF GIFT, by Anne Rice. (Knopf, $25.95.) The making of a modern werewolf. |
|||
|
7 |
CINNAMON ROLL MURDER, by Joanne Fluke. (Kensington, $24.) Hannah Swensen investigates a musician’s suspicious death; recipes included. |
|||
|
8 |
A PERFECT BLOOD, by Kim Harrison. (Harper Voyager/HarperCollins, $26.99.) The witch Rachel Morgan faces a human hate group that is trying to create its own demons; Book 10 of the Hollows series. |
|
9 |
DEFENDING JACOB, by William Landay. (Delacorte, $26.) An assistant district attorney’s life is shaken when his 14-year-old son is accused of murder. |
|||
|
10 |
11/22/63, by Stephen King. (Scribner, $35.) A teacher travels back to 1958 by way of a time portal in a Maine diner. |
|||
نویسنده:حمیده
خطاب به دوست خوبم نجمه
حرفت درست و شیرین بود دوست من...
میدانی چیست؟ من به مهر هایی که شاید رنگ عشق دارند اما از جاده ی عشق دورند نمیگویم "عشق".. وقتی چیزی عشق حقیقی نیست که نمیشود عشق نامیدش. عشق یک چیز است.برای من و دیگری ندارد.. مهری که نام عشق را به حقیقت بگیرد ، مسَلم مقدس است و ستودنی.. پس وقتی از عشق میگویم منظورم مهری است که به حق میشود عشق نامیدش...
میدانی اشتباه آدم های روزگار ما چیست؟ آن است که نام هر مهری را "عشق " میگذارند....
من باور دارم هنوز هم هستند آدم هایی که "عاشقی" میکنند و عشق را بلدند هیجی کنند... هرچند کم اند و بسیار بسیار انگشت شمار...
میدانی چرا ادعا میکنم هنوز میشود "عاشقان واقعی" را روی زمین جست؟ چون خدا هنوز دست از آفرینش نکشیده.... چون من عمیقا باور دارم بهانه ی آفرینش و هدف متعالی آن عاشقی بوده... من باور دارم خدا انسان را آفرید تا انسان عاشقی کند....
و هنوز خدا دست از آفرینش نکشیده.....
پس هنوز بهانه هایش روی زمین هستند....
پس هنوز هم میشود عشق را روی زمین جست...
فرستنده:ارغوان
بر چهره گل، نسيم نوروز خوش است در طرف چمن، روي دل افروز خوش است
از دي كه گذشت هر چه گوئي خوش نيست خوش باش و ز دي مگو كه امروز خوش است
"خیام"
فرستنده: هاله
پاسخ دکتر حسابی
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از
این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در
روستایمان معلم شوم .
دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ،
ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ،
نخواهد موشک هوا کند .
نویسنده :نجمه فردین مهر
خطاب به دوستان خوبم حمیده و ارغوان:
یکی بعضی عشق ها رو از روی هوس می دونه و دیگری عشق را به هر صورتی زیبا و قابل احترام. هر کسی از منظر خودش به عشق نگاه می کنه شاید به همین خاطر همه ی عشق ها به یک شکل نیست و شاید زیبایی اون به همینه .
عشق را با هر دلی نسبت به قدر جوهر است
قطره بر گل شبنم و بر قعر دریا گوهر است
می خوام با اجازه ی دوستان خوبم نظر خودم را در این باره بگم: بیایید نیم نگاهی به گذشته بیاندازیم شاید به جواب های واضحتری برسیم.
- زلیخا از روی زیبایی ظاهر و هوس عاشق شد ولی وقتی از عشق ظاهری و مادیات جدا شد آنگاه به حقیقت عشق رسید و در آخر به عشق تعالی رسید
- اویس قرنی از نور چشم محروم بود ولی با چشم دل عاشق حسین شد
- مجنون آنچنان عاشق لیلی بود که گویند روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی عبور کرد مرد نمازش را شکست و گفت : مردک در حال راز نیاز با خدا بودم برای چه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد و گفت : عاشق بنده ای بودم تو را ندیدم! تو عاشق خدا بودی چگونه مرا دیدی.
عاشقی به زبان نیست به عمل است به ظاهر نیست به باطن است به هوی و هوس نیست از دل و جان خواستن است ...
شاید تا حدی صحبت های دوست خوبم که میگه بعضی از عشق ها هوسه، درست باشه ولی بهتره صحبتشون را با کمی تغییرات اینگونه بگویم، که بیشتر عشق ها مخصوصا عشق های امروزی از حقیقت واقعی خود دور شده اند و بیشتر رنگ و لعاب های مصنوعی به خود گرفته اند.آنها در یک نگاه خود را عاشق و دل خسته می نامند ولی از رسم و رسوم عشق بویی نبرده اند
- می گویند بدون محبوب خود قلبشان از حرکت می ایستد ولی راحت قلبش را می شکنند
- می گویند تمام لحظاتشان برای اوست ولی دریغ از پر کردن تنهایی او
- می گویند دنیا را به پایش می ریزند ولی دریغ از نگه داشته پایه های دنیایش
اما نمی شود همه را به یک چوب راند شاید خیلی ها این هدیه ی آسمانی را به بیراهه کشاندند ولی هنوز هستند کسانی که به حقیقت به این وادی قدم گذاشته اند .
نویسنده:حمیده
شرط
میشود با تو شرط ببندم سر برگشتنت؟
تو بگویی عمرا برگردم و من بگویم برمیگردی و بعد تو برگردی و شرط را ببازی و جایزه ی بردن من این باشد که یک ساعت جم نخوری تا سیر نگاهت کنم
میشود با تو شرط ببندم سر دوست داشتنت؟
تو بگویی که تورا یادم میرود و من بگویم نفسم را شاید اما تورا هرگز یادم نمیرود و بعد یک روز مانده به مرگم ببینی که هنوز وقتی نگاهت میکنم نفس کشیدن یادم میرود و انوقت شرط راببرم و جایزه ام این باشد که آن دنیا دستم را جلوی خدا میگیری و میگویی ما مال همیم خدا!
میشود با تو شرط ببندم سر زیبایی صورتت؟
تو بگویی دختر جان پیدا میشود کسی که برایت از من زیباتر باشد و من بگویم محال است و بعد هزار هزار آدم زیبا رو بیایند و بعد از دیدن تمام صورتشان نگاهت کنم و بگویم برای یک انحنای لب تو هزار شعر میتوانم بگویم اما تمام صورت اینها حتی یک کلمه هم شعرم نمی آید و بعد من شرط را ببرم و جایزه ام یک ساعت خندیدنت با آن لب ها باشد و مست شدن من از زیباییش
میشود با تو سر فراموش نکردنت شرط ببندم؟ تو بگویی میشود و من بگویم نمیشود و تو بگویی میشود باور کن و قرار بگذاریم تا روز آخر عمر من و روز آخر بیایی و ببینی دارم از مادرم میپرسم میشود عکسش را بزنی جلوی تختم ؟ میخواهم وقتی میمیرم آخرین تصویر چهره ی او باشد و ... بعد تو بیایی و نشود جایزه ی شرطم را بدهی.. آخر جایزه اش یک عمر زندگی با تو بود .. تو بیایی کنار تختم و نگاهم کنی و بعد من مثل عادت قدیم هایمان توی چشم هایت خیره بمانم و بگویم دیدی؟ من شرط را بردم، جایزه اش طلبم.....
و بعد چشم هایم را ببندم و ....
هردو آرزو کنیم کاش از اول هردو باهم بودیم و شرطی نمیبستیم.....
فرستنده:هاله
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی وابرسپید
برگ های سبز بید
عطرنرگس رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم پرستوهای مست
نرم نرمک میرسداینک بهار
خوش به حال روزگار
پیشاپیش عیدتون مبارک
فرستنده:ارغوان
شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورهای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم
شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد
فرستنده: شهره
چرا من؟ خدا ...!
فرستنده:ارغوان
عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر میکنند
من با یکی دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم . . .
(جرج برنارد شاو)
نویسنده: نجمه فردین مهر
چهار شنبه سوری
چهار شنبه سوری یکی از آیین های ایرانی است که در آخرین چهارشنبه سال برگزار میشود و سالها نسل به نسل تا به امروز ادامه یافته است.این جشن به همراه دست و پایکوبی و آتش بازی در سراسر ایران برگزار میشود. واژه جشن از کلمه « یسنه» آمده که ریشه اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است. گر چه به گفته ی کورش نیکنام، موبد و پژوهشگر زرتشتی چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند و اینکه زرتشتیان در کوچه ها آتش روشن نمی کنند و پریدن از روی آتش را زشت می دانند.
واژه «چهارشنبهسوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفتهاست و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست. آتش بزرگی که تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود و این آتش معمولا در بعد از ظهر، زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از آن میپرند آغاز میشود و به هنگام پریدن میخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.
گرچه در مورد قدمت و پیشینه ی چهار شنبه سوری اختلافاتی هست با این حال به چند مورد از آیینهای رایج آن اشاره می کنیم:
سال نو- کوزه نو: ایرانیان با شکستن کوزه کهنه و جایگزین کردن کوزه نو بلاها و قضاها را از خود دور میکردند.
آجیل مشکل گشا: پس از پایان آتش بازی آخرین دانه های نباتی را روی آتش با نمک بو می دادند و معتقد بودن با خوردن آن کینه و حسد از آنها دور می شود.
فال گوشی و گره گشایی: در این روز دختران با فال گوش ایستادن و تفسیر حرفهای رهگذران به مراد خود میرسند.
قاشق زنی: در این روز دخترها و پسران چادری بر روی سر انداخته و به درب خانه ها رفته و با زدن قاشق بر لبه کاسه آجیل می گرفتند.
شال انداختن: که با گره زدن چند دستمال به هم طنابی درست کرده از سوراخ دودکش به داخل خانه آویزان می کردند و صاحب خانه داخل آن را با آجیل و شیرینی پر می کرد.
فرستنده: ناصر
با توجه به حساسیت زندگی مشترک، دوره های آموزشی زیر برای آقایان و خانمها برنامه ریزی شده است.
توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ٨ نفر ثبت نام نمیشود.
دوره های آموزشی ویژه آقایان
کلاس ١
چگونه جایخى را پر میکنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
کلاس ٢
آیا دستمال توالت خود به خود عوض میشود؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
نگارش پیشرفته
دانشجویان درس نگارش پیشرفته از بین چهارموضوع زیر دو موضوع را به دلخواه انتخاب کرده و برای جلسه آینده نگارش پیشرفته برای هر کدام یک پاراگراف بنویسید.
* It is better for children to grow up in the countryside than in a big
city. Do you agree or disagree?
** In general, people are living longer now. Discuss the causes of this
phenomenon.
*** Some people prefer to eat at food stands or restaurants. Other people
prefer to prepare and eat food at home. Which do you prefer? Use
specific reasons and examples to support your answer.
**** Do you agree or disagree with the following statement? Face-to-face
communication is better than other types of communication, such as
letters, email, or telephone calls. Use specific reasons and details to
support your answer.
نویسنده:ارغوان
آیا شما از جمله افرادی هستید که تحت هر شرایطی راست می گویید؟ یا گاهی اوقات بر اساس مصلحت ترجیح می دهید به قول خودمان دروغ مصلحت امیز بگویید؟البته به نوعی سوال چالش برانگیزیست و ممکن است جوابهای چالش برانگیزی هم داشته باشد.یکی می گوید انسان موظف نیست همیشه و در همه موارد راستگو باشد.یکی می گوید نجات در درستی است و دروغ اسباب اسارت.دیگری می گوید راستگویی اسباب افزایش حرمت و اعتبار است و خلاصه کلی جواب که اگر به ان جوابها از دیدگاهی متفاوت نگاه کنیم می تواند درست باشد.می دانید راستگویی امری بسیار پسندیده و نیکوست اما گاها باعث فتنه می شود و اینجاست که قدیمی ها می گویند دروغ مصلحت امیز به ز راست فتنه انگیز .
فرستنده : فرزانه
I always feel happy
You know why ? Beacause I don't expect anything from anyone.
Expection always hurt.
Life is short , so love your life …. Be happy…. and keep smiling….just
Live for yourself and :
Before you speak ; listen
Before you write ; think
Before you spend ; earn
Before you pray ; forgive
Before you hurt ; feel
Bfore you hate ; love
Before you die ; live
William Shakespeare
فرستنده:عاطفه برادران
فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه سالمی يا مريض. اگر سالم هستی، ديگه چيزی نمونده كه نگرانش باشی؛ اما اگه مريضی، فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه دست آخر خوب می شی يا میميری. اگه خوب شدی كه ديگه چيزی برای نگرانی باقی نمی مونه؛ اما اگه بميری، دو چيز وجود داره كه نگرانش باشی: اينكه به بهشت بری يا به... جهنم. اگر به بهشت بری، چيزی برای نگرانی وجود نداره؛ ولی اگه به جهنم بری، اون قدر مشغول احوالپرسیبا دوستان قديمی می شی كه وقتی برای نگرانی نداری پس در واقع هيچ وقت هيچ چيز برای نگرانی وجود نداره.
دکتر علی شریعتی
فرستنده:مهرداد خسروانی
Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند
Dreams
رویاها
Success
موفقیت ها
Fortune
شانس
فرستنده: هاله
فرستنده:شهره
بهترین لحظات از نظر چارلی چاپلین
To fall in love
عاشق شدن
To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
فرستنده:فرزانه
There is always morning where life give us another opportunity to
Make things good.
Keep always close to ; your dear ones ,and tell them how much you need them and love and take care of them.
Take time to say : '' I'm sorry ''; ''forgive me '' ;'' please '';Thank you''
and tell all the nice &lovely words.
You know …..
گارسیا مارکز
فرستنده:فرزانه
If you were born poor ; it's not your mistake .
If you die poor ; it's your mistake .
Bill Gates
فرستنده:هاله
آدم درست نیست به معلمش جوابای دندان شکن بده اما گاهی اوقات که معلم سوالای دندان شکن میپرسه مقابله به مثل اشکال نداره
فرستنده:عاطفه برادران زاده
حتما تا حالا داستان های کوتاه زیادی خوانده اید، اما تا حالا فکر کردید که
کوتاه ترین داستان کوتاه دنیا چیست و نوشته ی چه کسی؟
کوتاه ترین داستان کوتاه جهان توسط " ارنست همینگوی " نوشته شده است:
For Sale: Baby Shoes, Never Worn.
برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده.
گفته می شود ارنست همینگوی این داستان ۶ کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه ی
داستان کوتاه نوشته است و برنده ی مسابقه نیز شده است.
همچنین گفته می شود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی با یکی از
دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمی توان داستان نوشت، نوشته است.
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا نیز داستان زیر است که نویسنده اش مشخص نیست!
آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!