التماس دعا
یکی از اولین نویسندگانی که با اشعار زیبایش به این وبلاگ طراوت بخشید،ارغوان بود.متاسفانه برادر ارغوان چند روزی است بر اثر سانحه تصادف در حالت کما به سر میبرد.متن زیر نوشته ارغوان است که در آن وی با خدای خود راز و نیاز میکند.برادر ارغوان به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارد.برای این جوان رعنا آرزوی سلامتی می کنم.

نویسنده:ارغوان
دستی به آسمان بلند می شود.لبها به ترانه می آیند و شیشه بغضی شکسته می شود.ابرهای خاکستری چشمی بر دامان قلبی باریدن می گیرد.مبهوت از آمده ها و حیران از نیامده ها.رنگ گنگی فضای خاطر را پر می کند.زمزمه ها آغاز می شود و ناگهان به فریاد می آیند:
امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السو
امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السو
تو کریمی ،تو را بهکرمت قسم می دهم
تو رحیمی ،تو را به مهربانیت قسم می دهم
تو رحمانی ،تو را به بخشندگیت قسم می دهم
تو حکیمی ،تو را به حکمتت قسم می دهم
تو علیمی تو را به وسعت علمت قسم می دهم
تو بصیری تو را به بینشت قسم می دهم
تو سمیعی ،تو را به شنوای حضورت قسم می دهم
تو عظیمی ،تو را به عظمتت قسم می دهم
تو غفاری ،تو را به بخشایندگیت قسم می دهم
تو توابی،تورا به گذشت و مهربانیت قسم می دهم
تو مالک این دنیا و آن دنیایی.تو مالک زمین و آسمانهایی. تو مالک هرچیز در پهنه آفرینشی.
تو را به بزرگیت قسم می دهم.
امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السو
امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السو
خدایا تنها تو می دانی و دیگر هیچ و دیگر هیچ.
می دانم قبل از اینکه برادر من باشد ،بنده توست و تو براو مهربان تری.
التماس دعا
