خطاب به نجمه
نویسنده:حمیده
خطاب به دوست خوبم نجمه
حرفت درست و شیرین بود دوست من...
میدانی چیست؟ من به مهر هایی که شاید رنگ عشق دارند اما از جاده ی عشق دورند نمیگویم "عشق".. وقتی چیزی عشق حقیقی نیست که نمیشود عشق نامیدش. عشق یک چیز است.برای من و دیگری ندارد.. مهری که نام عشق را به حقیقت بگیرد ، مسَلم مقدس است و ستودنی.. پس وقتی از عشق میگویم منظورم مهری است که به حق میشود عشق نامیدش...
میدانی اشتباه آدم های روزگار ما چیست؟ آن است که نام هر مهری را "عشق " میگذارند....
من باور دارم هنوز هم هستند آدم هایی که "عاشقی" میکنند و عشق را بلدند هیجی کنند... هرچند کم اند و بسیار بسیار انگشت شمار...
میدانی چرا ادعا میکنم هنوز میشود "عاشقان واقعی" را روی زمین جست؟ چون خدا هنوز دست از آفرینش نکشیده.... چون من عمیقا باور دارم بهانه ی آفرینش و هدف متعالی آن عاشقی بوده... من باور دارم خدا انسان را آفرید تا انسان عاشقی کند....
و هنوز خدا دست از آفرینش نکشیده.....
پس هنوز بهانه هایش روی زمین هستند....
پس هنوز هم میشود عشق را روی زمین جست...