شاعر:سجاد

حست میکنم وقتی نیستی
وقتی که هم هستی جز بلا چیزی نیستی
حسما زیر پات میذاری
جز در سر چیزی واسم نذاشتی
نمیشه دلم بی تو بمونه
دلی که بی تو داغونه
یاد شبایی که میموندی پیشم
وقتی که میخندیدی به ریشم
دیگه خسته از این همه التماس
خوب رفتی دیگه این از شانس ماست