نویسنده:ارغوان

گاهی دلت بهانه هایی میگیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی...
گاهی دلتنگیهایی داری
که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکردهات...
گاهی دلت نمیخواهد دیروز را به یاد بیاوری
انگیزهای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری
و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که میشناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می¬شود...
گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید...