مادر
نویسنده:بهانه
یک زن مرا زایید..........یک زن نافم را برید.......... و زنی دیگر مرا بوسید........همان زمان فهمیدم که این جنس آنقدرها آسان نیست..و از کنارش به این سادگی نمیتوان گذشت........در غمشان باید دقیق آاه کشید و با خنده هایشان خندید.........بزرگ شدم... ایستادم..راه رفتم.افتادم...گریه کردم......فهمیدم........حالا دوباره برایت مینویسم......از سن و ماه و سال و تقویم که بگذریم من هنوز کودک آغوش تو و خانه توام.................
روز زن به همه زنها و مادرهای دنیا مبارک .
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۱۱ ساعت 16:49 توسط مهدی دهقان
|