عشق نافرجام
نویسنده :ارغوان
عشق نافرجام
تو خاموش تر از همیشه در سکوتی که فرا گرفته تمام اعضایت را به که می اندیشی؟گنگ و مبهم است نگاهت،طنین عشق چه سخت بر دیواره نازک قلبت آوای غمی شیرین را در تو تداعی می کند.وچه غریبانه می روی این نشیب و فراز را،این پیچ و تاب نهفته در بطن جاده ای که به تلالو عشقی نافرجام می انجامد.چه ملتمسانه نگاهت در جستجوی هاله ای از سخاوت دستان اوست.تو در نگاهت کودکی را می مانی که در پی آغوش مهربانانه مادر است.چیزی در اعماق وجودت می شکند ،شوری ،هیجانی و یا تفاوتی غریب می نوازد حنجره ات را. می ترسی؟آری می ترسی از آن بی انتها راهی که خشمگینانه در پیش گام های تو می خروشد و تو باترسی صادقانه او را به نبردی تن به تن فرا میخوانی...
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۲۱ ساعت 21:19 توسط مهدی دهقان
|