نویسنده:نجمه فردین مهر

تلنگر

یه اتفاق کوچیک یا بزرگ می تونه زندگی هر کسی رو دگرگون کنه. بعضی از اتفاقات بیشتر از اونکه یه حادثه باشند تلنگری برای هر کدوم از ماهاست. اینکه بدونیم ممکنه هر لحظه چنین اتفاقی برای ما یا یکی از عزیزانمون بیفته. تصادف برادر ارغوان ورای غم بزرگی که به همراه داره یه آزمایش سخت برای ارغوان و خانواده اش و برای ما به عنوان خانواده دوم ارغوانه.انگار خدا یک امتحان بزرگی برای سنجش ایمان و باور همه ما گذاشته، الان وقت پس دادن درسه!

ارغوانم! من، بنده روسیاه خدا اونقدر بنده بدی براش بودم که شرمنده ام ولی به لطف و کرم خدایمون ایمان دارم و باور دارم که ما رو دست خالی برنمی گردونه.

خدا دوست داره بنده هاش صداش کنن، به در خونش برن و ازش یاری و کمک بخوان. ولی حواسمون باشه یه ذره شک هم به دلمون راه ندیم، درهای عرش به روی کسایی که به قدرت و کرم خدا شک دارن باز نمیشه. پس بیان باهم صداش کنیم، بلند بلند، از ته دل، بدون هیچ شک و تریدی ...

امن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السو

آنقدر کوبم در این خانه را              تا ببینم روی صاحبخانه را