نویسنده:نجمه فردین مهر

نهال کوچکمان در اولین سالگرد تولدش

تا چشم به هم گذاشتیم یک سال گذشت. انگار همین دیروز بود که باغبان مهربانمان نهال کوچکی در باغچه ی بزرگی کاشت و از بچه ها خواست برای آبیاری و مراقبت از آن به او کمک کنند و ما چه خوشحال بودیم که سرگرمی جالبی ورای بازیهای کودکانه امان یافتیم. سرگرمی که به ما اجازه ورود به دنیای بزرگترها را میداد و نمی دانستیم باغبان دنیایمان در پس این سرگرمی چه رازهایی پنهان کرده است. هر بار برای سر زدن به نهال کوچکمان دوستانمان را میدیدیم و حتی با دوستان تازه ای آشنا میشدیم. چه روزهای خوب و بدی در کنار هم  سپری کردیم و چه فرصتهایی برای دردل با یکدیگر گذراندیم. هر بار نکات جالبی از پستی و بلندیهای زندگی، جفاها و گذشت ها، عشقها و بی وفایی ها ... از یکدیگر آموختیم.

آری ما با بزرگ شدن نهال کوچکمان خود نیز بزرگ شدن را در کنار هم آموختیم و دراولین سال تولدش دوباره در کنار هم منتظر تجربه های تازه تر در دنیای بزرگتری هستیم.