نویسنده:حمیده

دوست دارم عکس هایت را بگذارم روبرویم
ببینم
ببویم
بخوانم
بسرایم...
من دلم خدا را میخواهد
که بیاید
تورا از میان عکس ها بیرون بکشد
بگذارد کنار من
بعد خودش هم بیاید کنارم بنشیند
سرم را بگذارم توی سینه اش
همه ی بدی هایم را گریه سر دهم
و خدا نوازشم کند
و بگوید دخترکــــــ ِ من
آرام...
همه بدی هایت تمام شد..حالا بخند
و تو بخندی
"و در گوشم بگویی "تو آنقدر خوبی که هیچ چیزی به چشمم زیبا نیست...
من
دلم
خدا را میخواهد
و تو را
و خودم را
و عشــــــــق
که بیاید و بودن ما سه را باهم بسراید.....
من
دلم تورا میخواهد