پدر)2(
فرستنده:اعظم نصیریان
یاد آمدم که در دل شبها هزار بار دست نوازشم به سر و رو کشیده بود
از خود برون شدم به تماشای روی او کی لذت وصال بدین حد رسیده بود
چون محو شد خیال پدر از نظر مرا
اشکی به روی گونه زردم چکیده بود
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۱۱ ساعت 20:8 توسط مهدی دهقان
|