عطر تن تو
نویسنده:حمیده
بوی تنت را که میشنوم
هوای بهشت میکند دلم..
مطمئنی بوی تنت را به بهشت قرض نداده ای؟
....
کنار هم نشسته ایم، کمی دورتر از یک کودک...
ناگهان باد ملایمی وزید
کودک آمد کنارمان، سرش را کج کرد و گفت: آقا! شما از بهشت آمده اید؟ بوی بهشت میدهید آخر...
نگاهت میکنم.. لبخند میزنم و میگویم: دیدی؟ گفتم که عطر تنت بوی بهشت میدهد...
...
ناب ترین شراب دنیا عطر تن توست...
وقتی میشنومش مست میشوم تمام عمرم را...
..
پلیس راه میان بازرسی اش از تو میپرسد: آقا شرابی، چیزی مست کننده که با خود ندارید؟
میخندی و میگویی: نه آقا..
میخندم و رد که شدیم میگویم: داشتیم که! مست کننده تر از عطر تن تو؟..
بلند میخندی
و من میترسم نکند عطر خنده هایت آنقدر مستم کند که پلیس راه بعدی جلویمان را بگیرند...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۱۸ ساعت 12:56 توسط مهدی دهقان
|